شاد، راهی برای گریز از واقعیت های آموزش

مهرنوش دژم ـ نویسنده، روزنامه نگار: صدای ضبط شده ی اعتراض مادری را شنیدم که می گفت: «ندارم، از کجا بیارم؟ سه تا بچه دارم توی سه تا مدرسه با قرض و بدبختی یه گوشی خریدم حالا چطور هر سه تا توی یک ساعت  سر کلاس حاضر باشن؟! نفس آقایون از جای گرم بلند می شه!» این صدا تنها یکی از میان هزاران معترض درمانده ای است که نه جرمی برای ورود بیماری کرونا مرتکب شده اند، نه برای فقر و محرومیتشان گناهی به گردن آن هاست. قشری که قربانی تصمیم گیری های غلط در مقاطع مختلف تاریخ ایران است. قشری که دود گرانی بنزین در چشمش می رود و در تب ناشی از محرومیت های کرونا می سوزد. قشر آسیب پذیری که در همه ی تصمیمات کلان کشوری نادیده گرفته می شوند.

پایگاه خبری تحلیلی خوزنامه| کرونا یک درد است اما عملکرد دولت مردان ما در عرصه های مختلف، آن را به هزاران درد بدل کرده است. آموزش و پرورش با شعار «مدارس تعطیلند اما آموزش تعطیل نیست»، دانسته یا ندانسته اقشار محروم را زیر سلطۀ فضای مجازی له می­کند. از همان آغاز که تدریس در فضای مجازی ادامه یافت، دانش آموزان مناطق محروم که از داشتن کفش و لباس و حداقل امکانات تحصیلی مناسب نیز بی بهره اند، نادیده گرفته شدند. معلمان شهر و روستا ناچار شدند درس ها را بدون حضور دانش آموزان کم بضاعتشان پیش ببرند. بسیاری پدرها شرمنده ی فرزندانشان مجبور به خرید گوشی ازان قیمتی شدند که در ساعات تعیین شده سه چهار فرزندشان از آن یک گوشی استفاده کنند و از درس ها عقب نمانند.

گاهی بعضی از دانش آموزان گوشی خود را برای ساعاتی به همکلاسی یا همسایه ی خود قرض می دادند و خلاصه کم کم داشت روال آموزش برای عده ی بیشتری سامان می­یافت اما آموزش و پرورش به این هم قانع نشد. بساط استفاده ی اجباری از اپلیکیشن های زمین مانده ی دولت که پروژه ای شکست خورده بود چیده شد تا معلمان و دانش آموزان را، که از نظر عددی جمعیت قابل توجهی محسوب می شوند،  مجبور به استفاده از روبیکا، سروش و… کند. همزمان لو رفتن مکالمات تصویری وزیر ارتباطات توسط یکی از اپلیکیشن های داخلی، سر و صدای مقاومت در مقابل اپلیکیشن های قدیمی ناامن را بالا برد. تغییر نام فضای مجازی و اجبار معلمان به استفاده از آن چیزی نبود که برای یک وزارتخانه ناممکن باشد. بنابر این نام شاد بر زبان ها افتاد و همان سیستم ناامن قدیمی با سر و صدایی تبلیغاتی جایگزین پیام رسان های از پیش موجود شد. از آن پس عملکرد شاد هر روز غم های بیشتری را در دل دانش آموزان و خانواده هایشان کاشت.

حالا شاد یکه تاز میدان بر هم زدن آرامش خانواده ها و معلمان است. سرعت پایین برنامه ی شاد ساعت های پای فضای مجازی ماندن را عملا به کم بهره ترین حد لازم ارتباط تقلیل داده است. فایل ها با تاخیر ارسال می شود، پیام ها با تاخیر فرستاده می شود و بیشترین میزان مکالمه محدود به گفتن «جواب دادم نرسید»، «سرعت خیلی پایینه!» و… است. بماند که با سیستمی که برنامه ی شاد دارد بعد از ۲۴ ساعت تمامی تدریس ها و مکالمات حذف می شود و دیگر آن دانش آموزانِ گوشی قرض بگیر هم به طور کامل از کلاس ها محروم شده اند.

از طرفی در روزهای اخیر وزیر ارتباطات هم آستین بالا زده و با همراهی خیرین ۱۰۰۰ تبلت خریده و به شکل مضحکی آن را در اختیار مردان توییتر می گذارد تا در میان دانش آموزان نیازمند توزیع کنند. گویا که آقای وزیر خود نیز به سیستم دولتی و وزارت آموزش و پرورش اعتمادی ندارد که دست به دامان توزیع کنندگان مردمی شده! بماند که کار میلیون­ ها دانش آموز بی بضاعت با این هزار و دوهزار تبلت به جایی نمیرسد. از طرفی نیز در برخی استان ها موضوع فقر مادی نیست، بسیاری از دختران نوجوان ما در بسیاری مناطق کشور به خاطر تعصبات خانوادگی از هر گونه استفاده از گوشی به هر دلیلی محرومند. این خود گر چه معضلی فرهنگی است و قابل بررسی اما نشان دیگری از نظام نا کار آمد آموزشی و بی توجهی به مسائل فرهنگی در تصمیمات کلان کشوری است.

به نظرم رسید باید سندی از عملکرد بی بازده مسئولان آموزش و پرورش کشور در دوران کرونا مکتوب شود تا در زمانه ی پسا کرونا تنها با شعارهای چنین و چنان کردیم، بیش از این محرومان در حاشیه قرار نگیرند. گرچه مشکلات آموزش در این دوران بیش از اینهاست اما کف مطالبات مردمی داشتن آموزش برابر با امکانات برابر برای همه است، همان چیزی که در قانون اساسی نیز ذکر شده است.

 نمونه ی عملکرد دیگر کشور ها برای امر آموزش در دوران کرونا، استفاده از چهره های جذاب آموزشی و دانشمندان کشور در برنامه های جذاب تلویزیونی برای آموزش مباحث مختلف است. برای مثال «دیوید اتنبرو» مستند ساز مشهور و پر بیننده ی تلویزیونی برای تدریس جغرافیا به دانش آموزان بریتانیایی برگزیده شد. در میان اسامی تدریس کنندگان دیگر دروس نیز نام چهره های دانشمند و سرشناس جذاب دیده می شود. این سیستم نشان می دهد که هدف آموزش با هدف این نیز بگذردی که در کشور ما بر آن تکیه شد، متفاوت است و بی شک برای دانش آموزان جذاب است که چهره های سرشناس به آموزش آنها بپردازند. بی اینکه خانواده ای در هول و ولای تهیه ی موبایل بیافتد یا معلمی مجبور به رفتن به در خانه ی تک تک دانش آموزان روستایی خود جهت نصب اپ مورد نظر وزارتخانه ی مطبوع خود شود و از همه بدتر دانش آموزانی کاملا از آموزش محروم بمانند.

 بی شک در فضای حاضر تکیه بر محتوایی که برای آموزش حضوری کاربرد داشته و انتظار آموزش مجازی آن، ناشی از بی فکری و بنیاد غلط آموزشی در ایران است. اگر قصد ما آموزش دادن است این روش های مکتبی لااقل در شرایط حاد پیش آمده، باید کنار گذاشته می شد و فرصتی فراهم می شد که دانش آموزان سراسر کشور بدون متوسل شدن به امکاناتی خاص، از برنامه های تصویری تلویزیونی جذاب جهت بالا بردن دانش خود بهره ببرند. دور شدن از کتاب های سراسر اشکال و به غلط طراحی شده جهت گذران دوران تحصیل، نیز چیزی از دانش آموزان ایرانی نمی کاست و از طرفی فرصتی بود برای محک زدن آموزش های بهینه تر با استفاده از محتواهای کلی و کارآمد و رویکردهای جذاب، مانند آنچه در کشورهای توسعه یافته انجام می پذیرد.

تاریخ درج :  1399/2/7

تعداد بازدیدها : 113

ارسال نظر